!نا نوشته هایی که هیچ وقت نتونستم ننویسم

گفتم بنویسم  اما نمیدونم چرا...!تو میدونی؟

  • صفحه اصلی
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

¯\_(ツ)_/¯

توسط ღღ خــــودی ღღ | چهارشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۱ | 1:32

نمیگذارم که ...

توسط ღღ خــــودی ღღ | چهارشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۱ | 0:54

یا صاحب الزمان؛

نمی گذارم اهالی عصری را که؛

تو صاحبش هستی؛

نسلِ سوخته بنامند؛

نسلِ غربتِ بچه شیعه ها ...

 

السلام علیک یا صاحب الزمان «عج»

 


جدی چه حالی میده

توسط ღღ خــــودی ღღ | سه شنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۱ | 1:25
چه حالی میده وقتی این جمله رو میشنویم
.
.
.
.
...
.
.
.
.
...
.
.
.
"بی سرو صدا ،وسایلتونو جمع کنین با صف بیاید برید توو حیاط ، معلمتون نیومده"

سلام بر آرامش

توسط ღღ خــــودی ღღ | دوشنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۱ | 1:41




من ندیدم که کریمی به کرم فکر کند

به چه مقدار به زائر بدهم فکر کند

 

ازشما خواستن عشق است ضرر خواهدکرد

هرکه در وقت گدایی به رقم فکر کند

 

بهتراین است که زائر اگر آمد به حرم

دوقدم عشق بورزد سه قدم فکر کند

 

به کف صحن به گنبد به غم گوهرشاد

زیر این قبه به هستی به عدم فکر کند

 

به چرا سال گذشته دو سه بار و امسال-

فقط این بار...به این قسمت کم فکر کند

 

به خودش...نه به کسانی که به یادش آمد

چون که در آینه کاری حرم فکر کند

 

موقع دست به سینه شدن و عرض سلام

کربلایی شده هرکس به علم فکر کند

 

چون که از باب جواد تو کسی داخل شد

خنده دار است که دیگر به قسم فکر کند

 

بهترین نوع زیارت شده اینکه امشب-

هم کسی گریه کند پبش تو هم فکر کند



شاعر: مهدي رحيمي

عید عاشقانه ترین عاشقان مبارک

توسط ღღ خــــودی ღღ | جمعه ۱۲ آبان ۱۳۹۱ | 16:26

http://www.patugh.ir/up/2012/10/ghadir-khom-postal_www.patugh.ir-2.jpg




در غدیر خم، ولایت شد قبول

برد بالا دست مولا را رسول

رفت بالا دست خورشید غدیر

شد امام و مقتدای ما، امیر...



باتشکر از قاطی پاتی


عاشــــق

توسط ღღ خــــودی ღღ | جمعه ۱۲ آبان ۱۳۹۱ | 13:28


عاشــــق 

امیری به شاهزاده گفت:من عاشق توام.

شاهزاده گفت:زیباتر از من خواهرم است که در پشت سر تو ایستاده است.

امیر برگشت و دید هیچکس نیست.
شاهزاده گفت:عاشق نیستی !!!!عاشق به غیر نظر نمی کند...!

چرا دعا کنم آخه ...!!

توسط ღღ خــــودی ღღ | جمعه ۱۲ آبان ۱۳۹۱ | 13:27
بنده ای خدا را گفت:اگرسرنوشت مرا تو
 
نوشته ای پس چرا دعا کنم...؟
 

خدا گفت : شاید نوشته باشم

 

هرچه دعاکند

 .....هرچه دعاکند  

 

 


خداوندگار فلسفه ...

توسط ღღ خــــودی ღღ | یکشنبه ۷ آبان ۱۳۹۱ | 0:14

http://up.vatandownload.com/images/pn6j62itpv01srmrviu.jpg


امام علی علیه السلام :


خودتان را از هوای پاییز بپوشانید ، زیرا هوای پاییز همان کاری که با درختان میکند با شما هم می کند؛

و

خودتان را در معرض هوای بهار قرار دهید ، زیرا همان کاری که با درختان میکند با شما هم می کند ...




پاییزت قشنگ و خاطره انگیز عزیزم...

خداجونم من که تورو دارم چی ندارم ...!!!

توسط ღღ خــــودی ღღ | شنبه ۶ آبان ۱۳۹۱ | 14:47

پدرم دوسسسسسسستت دارم ...     :))

توسط ღღ خــــودی ღღ | شنبه ۶ آبان ۱۳۹۱ | 14:44
پدرها سکوت می‌کنند 
نمی‌توانند وقتی ناراحت هستند گریه کنند و بهانه بگیرند
آن‌ها نمی‌توانند به تو بگویند من رو بغل کن تا آروم بشم
نمی‌توانند بگویند دلشان می‌خواهد در آغوش تو گریه کنند
ممکن است خیلی تو را دوست داشته باشند
اما نمی‌توانند صداشون رو مثل دختر بچه‌ها کنند و جیغ بزنند و بگویند عاشقتم…

او همه‌ی این‌ها را قورت می‌دهد که بگوید یک پدر است. یک آدم محکم که می‌تواند تکیه‌گاهت باشد. اما شما به قوی بودنش نگاه نکنید، توی قلبش کودکی زندگی می‌کند!!  


سعی کنیم غرور پدرانه اش را درک کنیم

... تو همانی هستی که می‌اندیشی ...

توسط ღღ خــــودی ღღ | شنبه ۶ آبان ۱۳۹۱ | 14:38

كوه بلندی بود كه لانه عقابی با چهار تخم، بر بلندای آن قرار داشت.  
یک روز زلزله‌ای كوه را به لرزه در آورد و باعث شد كه یكی از تخم‌ها از دامنه كوه به پایین بلغزد. بر حسب اتفاق آن تخم به مزرعه‌ای رسید كه پر از مرغ و خروس بود.
مرغ و خروس‌ها می‌دانستند كه باید از این تخم مراقبت كنند و بالاخره هم مرغ پیری داوطلب شد تا روی آن بنشیند و آن را گرم نگهدارد تا جوجه به دنیا بیاید. یک روز تخم شكست و جوجه عقاب از آن بیرون آمد. جوجه عقاب مانند سایر جوجه‌ها پرورش یافت و طولی نكشید كه جوجه عقاب باور كرد كه چیزی جز یک جوجه خروس نیست. 
او زندگی و خانواده‌اش را دوست داشت اما چیزی از درون او فریاد می‌زد كه تو بیش از این هستی… تا این كه یک روز كه داشت در مزرعه بازی می‌كرد متوجه چند عقاب شد كه در آسمان اوج می‌گرفتند و پرواز می‌كردند. عقاب آهی كشید و گفت: “ای كاش من هم می‌توانستم مانند آن‌ها پرواز كنم.”
مرغ و خروس‌ها شروع كردند به خندیدن و گفتند تو خروسی و یک خروس هرگز نمی‌تواند بپرد اما عقاب همچنان به خانواده واقعی‌اش كه در آسمان پرواز می‌كردند خیره شده بود و در آرزوی پرواز به سر می‌برد. اما هر موقع كه عقاب از رویایش سخن می‌گفت به او می‌گفتند كه رویای تو به حقیقت نمی‌پیوندد و عقاب هم كم كم باور كرد.
بعد از مدتی او دیگر به پرواز فكر نكرد و مانند یک خروس به زندگی ادامه داد و بعد از سال‌ها زندگی خروسی، از دنیا رفت.
توهمانی كه می‌اندیشی، هرگاه به این اندیشیدی كه تو یک عقابی به دنبال رویاهایت برو و به یاوه‌های مرغ و خروس‌های اطرافت فكر نكن…


ترررررررش

توسط ღღ خــــودی ღღ | شنبه ۶ آبان ۱۳۹۱ | 2:1
شما اگه دقت کنی میفهمی که همین کلمه "قره قروت" و یا حالا "گوجه سبز" یا

حتی "لواشک ترش" و در بعضی مواقع هم "آب زرشک, البالو" خودش...
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.
ادامه جمله رو ول کن. آب دهنتو قورت بده =))

هاله چيست؟!

توسط ღღ خــــودی ღღ | جمعه ۵ آبان ۱۳۹۱ | 23:37



هاله چيست؟ - دکتر مطلب برازنده
مآخذ: کتاب دانشکده متافیزیک کی آرا، تآلیف مطلب برازنده، انتشارات کوشامهر
هر چيز در جهان تنها يك نوسان است. هر اتم، هر قسمت از يك اتم، هر الكترون، هر ذره‌ي بنيادي، حتي افكار و آگاهي ما، همه نوسان هستند. ما مي‌توانيم هاله را يك نوسان بدانيم، كه هر موجود مادي را احاطه كرده است. اين تعريف براي مطالعه‌ي هاله كافي است، به شرط اينكه بتوانيم خود را به ديدن نوسان هاله عادت دهيم.
vهاله‌ي اطراف موجودات زنده (انسانها، گياهان، …) در زمانهاي مختلف تغيير مي‌كند و گاهي اين تغيير خيلي سريع رخ میدهد.
vهاله اطراف موجودات غير زنده (سنگها، بلورها، آب، …) اصولاً ثابت است.
حقايق بالا بدون هيچ ترديدي، توسط دانشمندان روسي كه در پنجاه سال گذشته، با استفاده از «پديده‌ي كرليان» پيرامون هاله مطالعه كرده‌اند، اثبات شده است.
هاله‌ي اطراف انسان، تا حدي متشكل از امواج الكترومغناطيس است، كه...

ادامه مطلب

یه آمار گیر جالب

توسط ღღ خــــودی ღღ | چهارشنبه ۳ آبان ۱۳۹۱ | 1:41
این سایت یه سیستم آمارگیر جالبی داره که ساعت ورود 5 نفر آخرم نمایش میده و ...

http://www.padsannetwork.com/modules/uploadcenter/uploads/archives_1/0/1351092893__%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%B1%DA%AF%DB%8C%D8%B1.jpg


http://www.toolsir.com/counter/

خدایا ...

توسط ღღ خــــودی ღღ | دوشنبه ۱ آبان ۱۳۹۱ | 22:51
خدایا

بارها دقیقا همانجایی دستم را گرفتی که

میتوانستی مچم را بگیری ...

شجاع ...

توسط ღღ خــــودی ღღ | دوشنبه ۱ آبان ۱۳۹۱ | 22:9

اینگونه نیست که انسان های نترس، واقعاً نترس اند؛

شجاع کسی است که با وجود ترس وارد میدان می شود ...

http://www.gallery.madareto.com/ax/ertefa-kooh.jpg

مشخصات وب
!نا نوشته هایی که هیچ وقت نتونستم ننویسم من امـــــ...



یادم رفت چی باید بنویسم.../؟



راسی
این وبو برای دفترچه علاقه هام ساختم
درضمن تو این ملک شخصی هیچ نظری تایید نمیشه ...  

:))


ღღღღღღ
آرشیو وب
  • آبان ۱۴۰۲
  • مهر ۱۴۰۱
  • دی ۱۳۹۶
  • دی ۱۳۹۵
  • آذر ۱۳۹۴
  • آبان ۱۳۹۴
  • اردیبهشت ۱۳۹۴
  • اسفند ۱۳۹۳
  • بهمن ۱۳۹۳
  • دی ۱۳۹۳
  • آبان ۱۳۹۳
  • اسفند ۱۳۹۲
  • بهمن ۱۳۹۲
  • دی ۱۳۹۲
  • آذر ۱۳۹۲
  • آبان ۱۳۹۲
  • مهر ۱۳۹۲
  • شهریور ۱۳۹۲
  • مرداد ۱۳۹۲
  • تیر ۱۳۹۲
  • خرداد ۱۳۹۲
  • اردیبهشت ۱۳۹۲
  • فروردین ۱۳۹۲
  • اسفند ۱۳۹۱
  • بهمن ۱۳۹۱
  • دی ۱۳۹۱
  • آذر ۱۳۹۱
  • آبان ۱۳۹۱
  • مهر ۱۳۹۱
  • اسفند ۱۳۹۰
  • بهمن ۱۳۹۰
  • دی ۱۳۹۰
  • آذر ۱۳۹۰
  • آبان ۱۳۹۰
  • مهر ۱۳۹۰
  • شهریور ۱۳۹۰
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای !نا نوشته هایی که هیچ وقت نتونستم ننویسم محفوظ است .